سلام
ساعت 1 ظهره یکی ازدوستام نهارمیاد چند ساعتی با همیم اونم باردار2.5 ماهش
صبح بلندشدم قیمه روبارگذاشتم یه شیرینی دانمارکی گذاشتم تو ماکروفرهمین طوری که جمع و جورمیکردم باشیرخوردم همسری هم ورزش می کرد بعدازصبحانه همسری رفت داشتم سرویس بهداشتی رو می شستم که یه دفعه بالا آوردم من ماه 5 هستم ولی هنوز حالت تهوع …
ولی خداروشکرخیلی کم شده بعد هم گردگیری و سالادو برنج
دوستم هنوز نیومده این باهم بودنا رو دوست دارم
این مدت که نبودم یه سر رفتیم جوهور خونه دوستم تو روستا بود خیلی زن و شوهر مهربون و با صفایی هستن کلی به خاطرم زحمت کشیده بود
خونشون هم یه بالکن داشت که گل وگیاه کاشته بودن خونه رو بانهایت سادگی و سلیقه تزیین کرده بودن یه شب موندیم شب هم دور هم فیلم دیدیم صبحانه هم خودشون نون پخته بودن دوستم دانشجوی دکترا همسرش هم فوق لیسانس
دو روز هم با دوتا دیگه از دوستامون رفتیم جزیره پنگکور همسری با دوستامون حسابی برنزه کردن ولی من با پسر گلم زیر سایه درخت نشستیم کلی دوتایی حرف زدیم دریا بی نظیر هوا عالی لذت بردم
جشن مهرگان هم رفتیم شرکت ما اسپانسر برنامه بود واقعا برنامه و موسیقی و رقص قشنگی بود
این روزا بیشترخونه ام کتاب می خونم فیلم می بینم هرازگاهی هم یه گریزی به تزم می زنم البته زیاد حوصله درس ندارم
به به بالاخره اپ کردی
همیشه به گردش و شادی دوست گلم
خوشحالم که حالت بهتر شده و روزای خوبی رو پشت سر گذاشتین
ما همچنان منتظر عکس نی نی گوگولی هستیما
مراقب خودت و نی نی تو دلیت باش
…………………
سلام مریم جون
وای که چقدر دلم برات تنگ شده
عکسا رو در اولین فرصت می فرستم
دوستم اميدوارم كه حالت هر روز بهتر بشه و پسر گوگوليت رو با سلامتي در اغوش بكشي
…………………………..
ممنون سمیه عزیزم
امیدوارم همیشه شاد باشیدوعاشق