Kolbeheshgh’s Blog











{مارس 17, 2011}   آخرین پست 89

باز کن پنجره را که بهاران آمد که شکفته گل سرخ به گلستان آمد

سلام

ساعت 6.30 عصر تنها تو خونه ام تاهمین الان داشتم خونه رو می تکوندم آخه فردا مسافریم البته یه مشکلی که داریم فردا صبح پرواز داریم ولی پاس همسری آماده نیست امیدوارم هر چه زودتر زنگ بزنه بگه پاس گرفته به هر حال چمدونا بسته گوشه اتاق

امید هم آماده است تا چند وقتی بره مهمونی

امید قناری خوشگلمون که تو بالکن گذاشتمش مثل بازیگر فیلم هیچ همش می خوره به خاطر همین زیاد وقت نداره بخونه ولی شیطون

این هفته یکی از پروفسورهای ریاضی اومد مالزی شنبه زنگ زدن  قرار شد یکشنبه با همسری بریم دنبالشون بگردیم

با همسرو دخترشون بودن یه روز قشنگ دور هم داشتیم ایشون از طرف وزارت علوم مالزی دعوت شدن تا دو سال ادیتور مقالات باشن تا سطح علمی مقالات مالزی رشد کنه من هم نامه رو دادم دانشگاهمون اونا که تا دیروز برای استادای ایرانی ناز می کردن از این رو به اون رو شدن با دیدن پست پروفسور

منم گفتم مراسم سخنرانی در شان ایشون باشه اطلاع رسانی کنین همه بیان … خلاصه ولوله ای افتاد که چه مراسمی باشه تا در شان ایشون باشه

واقعا تو ایران کم کسایی نیستن که افتخارآفرین هستن

4شنبه سوری هم رفتیم یه رستوران ایرانی کلی با همسری رقصیدیم بعدشم از آتیش پریدیم ساعت 2 رسیدیم خونه با مامان و بابا و محمد عزیزم چت کردیم

سال سرشار از عشق و شادی و موفقیت و برکت براتون آرزومندم



و غیره
دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.