Kolbeheshgh’s Blog











{فوریه 23, 2011}   بودن یا نبودن

سلام به خواننده های خاموش

خوبید؟ دم عید مشغول خونه تکونی و خرید و…

اینجا هنوز خبری از عید نیست جز تبلیغ کنسرت ها

با مهمونام هر روز شاپینگ و خرید ولی دلم تنگ شده برای روال قبلی زندگیم

این هفته لنگ.کاوی بودیم خوش گذشت

یکی از پروفسورهای معروف ایران پارسال به هزینه UPM

میاد مالزی خلاصه یه ماه می مونه ولی دانشگاه در کل ازش راضی نبوده و یه سری کارایی می خواسته انجام نشده امسال این استاد دوباره از یوپی ام درخواست می کنه دعوتش کنن دانشگاه در جواب ایمیلشون می نویسه یوپی ام آژانس مسافرتی نیست

وقتی استادم داشت اینو تعریف می کرد به حدی ناراحت شدم که چرا نباید این استادا تامین باشن که رو بندازن و این جواب بگیرن

درجه پروفسوری یعنی بالاترین درجه علمی که بعد از کلی تحقیق و ریاضت به دست میاد …

ای کاش قدرو منزلت این افراد رو می فهمیدن ببین چه جوابی به پروفسورامون

می دن



{فوریه 9, 2011}   عروسی مالایی

سلام عزیزای من

تو خونه جدید هستم خیلی آرامش دارم

خانواده همسری هم مهمونم هستن خوش میگذره ولی دلتنگ خانوادم میشم

همش مشغول شاپ گردی … خوب ولی خسته میشم چون یه لحظه هم نمی ذارن به حال خودم باشم و به کارام برسم ولی اونا خیلی راضین و بهشون خوش می گذره

یکی از دوستای همسری عروسیش با یه دختر مالایی بود چند روز درگیر آماده کردن وسایل سفره عقد بودیم جمعه رفتیم مسجد مراسم عقد بود صیغه عقد خونده شد بعد هم 400 رینگت به عروس داده شد به عنوان مهریه معادل 140.000 تومان بعد عروس دست دوماد بوسید دوماد هم پیشونی عروش بعدشم ایرانیا و مالاییا قاطی شدیم کلی عکس انداختیم نهار هم رفتیم خونه عروس به صرف غذای مالایی

شنبه یه بلوز دامن که از مارک اسپنسر خریده بودم پوشیدم همسری هم کت و شلوار با پدرو مادرش رفتیم عروسی

عروسی تو یه چادرایی دم دریاچه بود عروس و دوماد اومدن تو جایگاه نشستن یه گروه رقص جلوشون رقصیدن بعد هر کی می خواست می رفت از یه ظرف که جلوشون بود سبزی و گلاب می ریخت دستشون رنگ لباس و چادرا هم سفید نارنجی بود

بازم رقص یه گروه مالایی و نهار

دو ساعت هم برای مراسم ایرانی بود سریع سفره عقد چیدیم عروس و داماد هم لباساشون عوض کردن به سبک ایرانی

از یه طاق گل که پسرا درست کردن در حالی که یکی نقل میریخت یکی هم با اسفند رفت جلوشون آهنگ بادابادا مبارک فضارو پر کرده بود دخترا هم کل می کشیدن و یه سری هم جلوشون می رقصیدن

بعد هم سمبلیک صیغه عقد به فارسی خونده شد عروش هم با لهجه گفت بلههههههههههههه

هیاهو دست و چیک چیک عکس بعدشم عسل و حلقه

بعد هم همه رقصیدن من و همسری هم کلی رقصیدیم پام درد می کرد

بعدش رقص چاقو و کیک تو دهن هم گذاشتن

همه عکس یادگاری انداختیم مالایی ها هم به هیجان اومده بودن می رقصیدن عکس مینداختن از سفره بعد بوق زنان خیابونا رو دور زدیم رفتیم پارک پوترا

خوشبخت بشن الهی



و غیره
دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.